تبليغاتX
والعادیات
مذهبی - عقیدتی
 یكصد آیه ی مهدوی

بیش از یكصد آیه از قرآن كریم به مصلح كل حضرت بقیة الله ارواحنا فداه تفسیر و تأویل شده است، كه علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسی در دائرة المعارف بزرگ شیعه « بحارالانوار » 70 آیه را به استناد احادیث وارده از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در پیرامون ظهور یكتا بازمانده از حجت های حضرت حدیث نقل كرده است.1 و برخی از بزرگان كتابهائی را در این رابطه به رشته تحریر در آورده اند كه از آن جمله است: 
1. المحجة فیما نزل فی القائم الحجة (علیه السلام ) 
شامل 120 آیه از آیات تفسیر شده به ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه به استناد احادیث وارده از معصومین علهیم السلام.2 
2. المهدی فی القرآن 
شامل 110 آیه از آیات تأویل شده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام به استناد احادیث وارده از طریق شیعه و سنی. 3 
3. موعود قرآن ترجمه فارسی « المهدی فی القرآن » 
4. سیمای امام زمان (علیه السلام ) در آینه قرآن 
شامل بیش از 140 آیه از آیات قرآن كریم كه روایات فریقین (شیعه و سنی) به ظهور قبله موعود و كعبه مقصود تفسیر شده است.4 
در ایو ما نجا به نقل چند آیه در این رابطه بسنده می كنیم: 
1 - « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین». 
«و ما اراده كرده ایم به آنانكه در روی زمین به ضعف كشیده شده اند منت نهاده، آنها را پیشوایان وارثان زمین قرار دهیم.» 
طبق روایات بی شماری این آیه در حق مصلح جهان حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفداه نازل شده كه در آخرالزمان قیام كرده، بساط ننگین ظلم و بیدادگری را درهم خواهد پیچید و پرچم عدالت را در سرتاسر جهان به اهتزاز در خواهد آورد. و به تكتازی فرعونیان خاتمه خواهد داد.6 
2 - « بقیة الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین ». 
یعنی:« بازمانده خدا بهتر است برای شما، اگر مؤمن باشید». 7 
مطابق روایات فراوانی، هنگامی كه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ظهور می كند پشت خود را به دیوار كعبه تكیه داده، نخستین چیزی كه به زبان می آورد، این آیه شریفه است، آنگاه همه آنها كه درآنجاگرد آمده اند با عنوان « السلام علیك یا بقیة الله »به پیشگاه آن حضرت عرض ادب می كنند.8 
3 - «هوالله ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهر علی الدین كله و لو كره المشركون». 
یعنی:« او خدائی است كه پیامبرش را با هدایت و دین حق برانگیخت تا آن را بر همه ادیان پیروز بگرداند. اگر چه مشركان نخواهند».9 
پیشوای ششم شیعیان در تفسیر این آیه فرمود: مهدی ما ظهور می كند و دین مقدس اسلام را بر همه ادیان پیروز می گرداند، اگر چه دشمنان راضی نباشند. كه منظور از این پیروزی، سیطره نظامی و پیروزی ظاهری است و گرنه از نظر دلیل و برهان، اسلام در هر زمانی بر همه ادیان غلبه داشت. و مكتبهائی كه ریشه آسمانی دارد ( چه مسیحیت و كلیمیت ) چون از یك سو تحریف شده، و از سوی دیگر به هنگام تشریع از طرف خداوند متعال به عنوان برنامه موقت تشریع شده بود، پاسخگوی نیازمندیهای قرون بعدی نبودند، از این رهگذر از نخستین روز ظهور اسلام، دلیل و منطق اسلام بر همه ادیان پیروز بود ولی غلبه ظاهری آن با هنگام ظهور آن یكتا بازمانده از حجتهای پروردگار تحقق خواهد یافت.10 
4- « اعلمو ان الله یحیی الارض بعد موتها قد بینا لكم الایات لعلكم تعقلون ». 
یعنی:« بدانید كه خدا زمین را پس از مرگ آن زنده می سازد به راستی نشانه های –قدرت –خدا را برای شما بیان كردیم. باشد كه عقل خود را بكار بندید». 11 
پیشوای پنجم شیعیان می فرماید: مهدی ما قیام می كند و به وسیله گسترش عدالت در سراسر گیتی، جهان را زنده می كند، پس از آنكه در زیر كابوس ظلم و ستم مرده باشد.12 
پیشوای هفتم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در تفسیر این آیه فرمود خداوند زمین را به وسیله عدل و داد زنده می كند، نه بارش باران.13 
آری اگر جامعه ای در زیر فشار ظلم و ستم باشد جامعه مرده است و تنها موقعی زنده می شود كه ظلم و ستم از آن جامعه رخت بربندد و نعمت عدالت در آن جامعه گسترش یابد. از اینجاست كه امیرالمؤمنان علی علیه السلام عدالت را زیربنای زندگی مردم دانسته می فرماید:« العدل قوام الرعیة ». 
5 - « و اشرقت الارض بنور ربها ». 
یعنی:« زمین به نور پروردگارش منور گردید».14 
امام رضا علیه السلام در تأویل این آیه می فرماید:او چهارمین فرزند من، پسر بهترین كنیزان است كه زمین را از هر جور و ستمی پاكیزه می كند. مردم در ولادت او دچار تردید می شوند. او را غیبتی طولانی است چون ظاهر شود زمین را با نور پروردگارش روشن می گردد.15 
6 - « قل ارایتم ان اصبح ماؤكم غوراً فمن یأتیكم بماء معین ». 
یعنی: «بگو اگر ببینید كه آب شما فروكش می كند، چه كسی برای شما آب گوارا باز آورد».16
همه موجودات زنده از آب آفریده شده و قوام آنها با آب است ولی منظور از آب گوارائی كه در آیه فوق مطرح شده، مقام ولایت كبرای حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه است كه پس از دوران فروكش (غیبت) یكبار دیگر به فرمان خدا ظاهر شده، تشنگان دانش و فضیلت، و شیفتگان تقوی و عدالت را، از آبشخور اقیانوس بیكران آب حیات و معادن حكمت، سیراب فرموده، به سعادت دنیا و آخرت نائل می گرداند. به دلیل نقش حیاتی حضور امام علیه السلام در زندگی توده ها، قرآن كریم وجود اقدس امام علیه السلام را آب گوارا تعبیر نموده است. 
علی بن جعفر از برادر بزگوارش امام موسی بن جعفر علیه السلام، از تفسیر این آیه می پرسد، امام علیه السلام می فرماید: «‌هنگامی كه امامتان از دیدگان شما ناپدید شود و نتوانید او را ببینید چه خواهید كرد ».17 
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله خطاب به عمار می فرماید: ای عمار! 
خداوند با من عهد كرده كه از تبار حسین علیه السلام 9 امام پدید می آید كه نهمین آنها از دیدگان ناپدید می شود و این است معنای آیه شریفه « قل ارایتم ان اصبح ماؤكم غوراً »، برای او یك غیبت طولانی است كه گروهی از عقیده خود برمی گردند و گروهی بر آن ثابت می مانند و چون آخرالزمان فرا برسد، او ظاهر می شود و دنیا را پر از عدل و داد كند. چنانكه از جور و ستم پرشده است».18 
7 - « هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب ». 
یعنی:«هدایت است برای پرهیزكاران كه به غیب ایمان آوردند».19 
طبق احادیث فراوانی منظور از غیب در این آیه امام غائب علیه السلام است: امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید:« پرهیزگاران » شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام هستند و اما « غیب » پس آن حجت غائب است.20 
جابربن عبدالله انصاری در ضمن یك روایت طولانی كه از 12 پیشوای معصوم و قائم آنها بحث كرده، از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل می كند كه فرمود: خوشا به حال آنانكه در زمان غیبت او شكیبائی پیشه كنند و بر محبت آنها استوار بمانند، كه آنها را خداوند متعال در آیه « الذین یؤمنون بالغیب » ستوده است.21 
8 - « و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ». 
یعنی:« گذشته از ذكر- تورات –در زبور نیز نوشتیم كه به راستی زمین را بندگان شایسته ام به ارث می برند».22 
از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت شده كه منظور از بندگان صالح در آیه شریفه، حضرت قائم ( ارواحنا فداه ) و یاران او می باشد.23 
جالب توجه اینكه متن این بشارت در زبور فعلی موجود است. 
طبق وعده قطعی خدا در همه كتابهای آسمانی، روزی بندگان صالح خدا وارث زمین خواهند شد، و پرچم توحید را در سراسر كره خاكی به اهتزاز در خواهند آورد. 
دیگر از ظلم و ستم و تبعیض و تجاوز و حق كشی نشانی نخواهد بود. روح صفا و صمیمیت و برادری و برابری بر تمام دلها حكومت خواهد كرد. به امید آن روز. 
9 - « وله اسلم من فی السموات و من فی الارض طوعاً و كرهاً ». 
یعنی:« هركه در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه –تسلیم او شده –بر او اسلام آورده اند».24 
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: هنگامی كه قائم (علیه السلام ) قیام كند، نقطه ای در روی زمین نمی ماند جز اینكه به یكتائی خدا و رسالت حضرت پیامبر( صلی الله علیه و آله ) گواهی می دهند. 25 
ابن بكیر می گوید: از ابوالحسن (علیه السلام) در مورد آیه « وله اسلم »‌پرسیدم، فرمود: در حق قائم (علیه السلام ) نازل شده است، هنگامیكه ظاهر شود اسلام را بر یهود، نصاری، صابئین، ملحدین، مرتدین، و كافرین شرق و غرب، عرضه می كند هر كس( پس از شناخت حقانیت اسلام ) از روی رغبت اسلام آورد، او را به نماز و زكات و دیگر وظائف اسلامی امر می فرماید. و هر كس نپذیرد گردن می زند تا در شرق و غرب جهان احدی جز موحد باقی نباشد. 26 
10 - « وعدالله الذین امنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض، كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ». 
یعنی:« خداوند انها را كه از شما ایمان آورده، و عمل شایسته انجام داده اند، وعده داده است كه در روی زمین جانشین سازد، چنانكه پیشینیان را جانشین ساخت. و آنان را از دینی كه برای آنها پسندیده، متمكن سازد. و آنها را پس از خوف و وحشت به امنیت برگرداند».27 
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود: درباره قائم (علیه السلام) و یاران او نازل شده است.28 
امام زین العابدین علیه السلام آیه شریفه را تلاوت كرده فرمود: به خدا سوگند مقصود از آنها شیعیان ما اهل بیت است. خداوند آنها را به دست مردی از ما كه «مهدی » این امت است جانشین قرار می دهد و متمكن می سازد و به امنیت می رساند.29 
نظیر این روایت از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نیز نقل شده است.30 

پی نوشت ها :

1 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 44 –64 . 
2تألیف : محدث بزرگوار ، سید هاشم بحرانی ، متوفی 1107 یا 1109 هـ. 
3 تألیف : سید صادق شیرازی . 
4 نگارش : علی اكبر مهدی پور . 
5 قصص : 5 . 
6 تفسیر برهان ، ج 3 ، ص 220 و ینابیع المودة ، ص 450 و بحار، ج 51 ، ص 54 . 
7 هود : 8. 
8 نور الابصار ، ص 172 . 
9 صف 
10 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 60 ، المحجة ، ص 227 و ینابیع المودة ، ص 508 . 
11 حدید : 17 . 
12 تفسیر برهان ، ج 4 ، ص 291 . 
13 همان مدرك . 
14زمر : 69 . 
15 ینابیع المودة ، ص 44. 
16 ملك : 30 . 
17 كمال الدین ، ص 360 و غیبت نعمانی ، ص 9. 
18تفسیر برهان ، ج 4 ، ص 36. 
19 بقره : 2 و 3 . 
20 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 52 و كمال الدین ، ص 340 . 
21 المحجة ، ص 17 . 
22 انبیاء : 105 . 
23 عقدالدرر ، ص 217 ، مجمع البیان ، ج 7 ، ص 66 و بحارالانوار ، ج 51 ، ص 47 . 
24 آل عمران : 83 . 
25 تفسیر عیاشی ، ج 1 ، ص 183 و ینابیع المودة ، ص 506 . 
26 همان مدرك . 
27 نو ر : 55. 
28 غیبت نعمانی ، ص 126 . 
29 تفسیر عیاشی ، ج 3 ، ص 136 . 
30 مجمع البیان ، ج 7 ، ص 152

|+| نوشته شده توسط طاها در چهارشنبه چهارم اسفند 1389  |
 اولین بیعت کننده با امام زمان(عج)

مفضّل بن عمر از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: آنگاه که خداوند به حضرت قائم(عج) اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آنها را بخواند و به این که بین ایشان و روش رسول خدا(ص) رفتار کند و به کردار آن حضرت عمل کند. 

آنگاه خداوند جبرییل را می فرستد که نزد او بیاید، جبرییل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(عج) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرییل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذارد و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مکه می ماند تا یارانش به 10 هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار شود.(۱) 

همچنین نقل شده است که حضرت قائم(عج) پشت به حرم (خانه کعبه) می دهد و دست خود را دراز می کند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا کشیده شد و این آیه را تلاوت می کند :ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه ... . پس اول کسی که دست آن حضرت را می بوسد جبرییل است و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می کنند. (۲) 
منابع: 
۱-مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص۱۱۵۴ 
۲-اسرار العقائد، ج ۲، ص ۱۰۰ به نقل از کتاب "یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی،‌ انتشارات نبوت

|+| نوشته شده توسط طاها در یکشنبه دهم بهمن 1389  |
 تو گناه را ترك كن، خدا تربیتت می كند
 

رجبعلی خیاط می گوید: «در ایّام جوانی دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته مَنْ شد و سرانجام در خانه ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: 

«رجبعلی! خدا می تواند تو را خیلی امتحان كند، بیا یك بار تو خدا را امتحان كن! و از این حرام آماده و لذّت بخش به خاطر خدا صرف نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم: «خدایا! من این گناه را برای تو ترك می كنم، تو هم مرا برای خودت تربیت كن!»



آن گاه یوسف گونه پا به فرار می گذارد و نتیجه این ترك گناه، باز شدن دیده برزخی او می شود؛ به گونه ای كه آنچه را كه دیگران نمی دیدند و نمی شنیدند، می بیند و می شنود و برخی اسرار برای او كشف می شود.

منبع : كیمیای محبت، محمدی ری شهری، دار الحدیث، چاپ سوم، ص 79

* مجله مبلغان


|+| نوشته شده توسط طاها در یکشنبه دهم بهمن 1389  |
 

|+| نوشته شده توسط طاها در دوشنبه چهارم بهمن 1389  |
 اربعین

|+| نوشته شده توسط طاها در دوشنبه چهارم بهمن 1389  |
 چرا برخی در قیامت به صورت حیوان محشور می شوند؟
 

در تفسیر آیه: «یوم ینفخ فی الصور فتأتون أفواجا؛ روزی که در صور دمیده شود، پس گروه گروه بیایید» (النبأ/18) از براء بن عازب روایتی است که میگوید: معاذ ابن جبل در خانه ابوایوب انصاری نزدیک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بود. معاذ از رسول خدا درباره آیه: «یوم ینفخ فی الصور فتأتون أفواجا» و آیات بعد از آن سؤال کرد.


حضرت در پاسخ گفتند: ای معاذ از امر عظیمی پرسش کردی! آنگاه رسول خدا بگریست و فرمود: ده صنف از امت من متفرق محشور می شوند بطوریکه خداوند آنها را از مسلمانان متمایز، و صورت های آنها را متبدل میگرداند. گروهی از آنان به صورت بوزینه و گروهی به صورت خوک محشور میشوند، و بعضی صورت هایشان به طرف پائین و پاهایشان به طرف بالا، بعکس قرار دارند و بدین کیفیت در محشر کشیده میشوند. و بعضی نابینا هستند و در حال کوری به این طرف و آن طرف متحیرانه میدوند، و بعضی کرانند و لالانند و ابدا تعقل و ادراک ندارند، و برخی زبانهای خود را در حالیکه به روی سینه هایشان افتاده است می جوند و چرک و خون از دهان های آنها جاری است بطوریکه اهل محشر از این منظره نفرت کنند، و برخی دست ها و پاهایشان بریده است، و برخی از آنان به شاخه هائی از آتش به دار گلو آویز شده اند، و گروهی بوی گندشان از بوی جیفه و مردار بیشتر است، و گروهی به لباس هائی از زفت و قیر که به بدنشان چسبیده است ملبسند.

 

اما آنان که به صورت بوزینه هستند، آنان سخن چینان از مردمانند. و آنان که به صورت خوک هستند، آنان اهل خوردن مال حرامند. و آن کسانی که واژگونه به روی زمین کشیده می شوند، آنان رباخوارانند. و آنان که نابینا هستند، افرادی هستند که در وقت حکم مراعات عدالت را ننموده و در بین مردم جور و ستم روا میدارند. و آنان که لالان و کرانند، آنانند که به کردار خود، خودپسندانه می نگرند. و آنان که زبان های خود را میجوند، علما و خطبائی هستند که گفتار آنها با کردارشان مطابقت ندارد.

و آنان که دست ها و پاهایشان بریده است افرادی هستند که همسایگان خود را آزار میدهند. و آنان که به دارهای آتشین آویخته اند جاسوسان و نمامانی هستند که در نزد سلطان سعایت می کنند. و آنان که بوی گندشان از جیفه و مردار بیشتر است افرادی هستند که از لذات و شهوات پیروی نموده و از اموال خود حق خدا را نمیدهند. و آنان که از لباسهای قطران و قیر چسبیده به بدن در بر دارند، آنان اهل کبر و خودپسندی و تفاخر هستند.

 

در این روایت شریفه خصوصیات صور ملکوتی اهل کبائر بیان شده است بالاخص آنان که به صورت های میمون و خوک در محشر حضور پیدا میکنند. غیبت مؤمن را کردن گوشت مرده او را خوردن است: «و لا یغتب بعضکم بعضا أ یحب أحدکم أن یأکل لحم أخیه میتا فکرهتموه ؛ و نبایستی کسی از شما غیبت دیگری را بنماید، آیا دوست دارد یکی از شما که گوشت مرده برادر خود را بخورد؟ پس این عمل برای شما ناپسند است» (الحجرات/12).

 

معاد شناسی 2/303


|+| نوشته شده توسط طاها در یکشنبه نوزدهم دی 1389  |
 دل عزراییل برای چه کسانی سوخته است؟

     

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:...

 

۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

 

۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.

 

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم

این مضمون از جلد یازده بحار  استفاده شده است 

|+| نوشته شده توسط طاها در یکشنبه نوزدهم دی 1389  |
 ورود اسرا به شام+مجلس یزید(لعنت الله)

سید ابن طاوس (ره) روایت كرده كه چون اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را با سر مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام از كوفه تا دمشق سیر دادند چون نزدیك دمشق رسیدند جناب ام كلثوم (ع) نزدیك شمر (ملعون) رفت و به او فرمود مرا با تو حاجتی است،‌ گفت حاجت تو چیست؟ فرمود اینك شهر شام است، چون خواستی ما را داخل كن كه سرهای شهدا را از بین محامل بیرون ببرند و پیش دارند تا مردم به تماشای آنها مشغول شوند و به ما كمتر نگاه كنند چه ما رسوا شدیم از كثرت نظر كردن مردم به ما. شمر (ملعون) كه مایه هر شر و شقاوت بود چون تمنای او را دانست برخلاف مراد او میان بست، فرمان داد تا سرهای شهدا را بر نیزه‌ها كرده و در میان محامل و شتران حرم بازدارند و ایشان را از همان دروازه ساعات كه انجمن رعیت و رعایت بود در آوردند تا مردم نظاره بیشتر باشند و ایشان را بسیار نظر كنند.

زینب و کوچه و بازار کجا؟
زینب و این همه آزار کجا؟
زینب و مجلس اغیار کجا؟
زینب و تشت و سر یار کجا؟

  

بقیه در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط طاها در جمعه هفدهم دی 1389  |
 شخصیت مختار ثقفی، کیفیت قیام و چگونگی کشته شدن وی

 

 به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، حجت‌الاسلام سیدمحمود طباطبایی‌نژاد، سرپرست گروه تحقیقاتی دانشنامه ۱۴ جلدی امام حسین (ع) ـ انتشار یافته توسط مؤسسه علمی‌فرهنگی دارالحدیث ـ است و به مدت ۱۰ سال، مطالعات گسترده‌ای در مورد نهضت امام حسین (ع) و قیام‌های پس از واقعه عاشورا داشته است. از همین رو در گفت‌وگویی مشروح با وی، شخصیت، مکتب، قیام و چگونگی کشته شدن «مختار ثقفی» را بررسی کردیم که حاصل آن در پی می‌آید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط طاها در سه شنبه چهاردهم دی 1389  |
 تعجب یزید از وفاداری حضرت ابوالفضل العباس




وفاداری حضرت ابوالفضل آنقدر زیاد است که حتی یزید و یزیدیان را به تعجب واداشته است!

كاروان به سوی شام در حركت بود. راه دراز كربلا تا شام پیموده شد و وقتی کاروانیان به شام رسیدند، سپاهیان وسایل غارت شده از شهدای كربلا را نزد یزید بردند. در میان آن وسایل پرچم بزرگی وجود داشت که نشانی از وفاداری حضرت ابوالفضل العباس بر آن نقش بسته بود و موجب تعجب همه شد. یزید و حاضران بهت زده دیدند واعجبا همه جای چوبه پرچم، سوراخ شده و آسیب دیده است؛ ولی تنها جای یک دست بر روی چوبه آن سالم است. یزید از روی حیرت و تعجب پرسید: این پرچم را چه كسی حمل می كرد؟ گفتند: عباس بن علی (علیهما السلام) (ابوالفضل العباس).

یزید از روی تحیر و تعجب برای تجلیل از پرچمدار كربلا سه بار برخاست و نشست. سپس رو به حاضران كرد و گفت: "به این پرچم بنگرید كه بر اثر صدمات و ضربه ها، هیچ جایش سالم نمانده است؛ جز دستگیره پرچم كه پرچمدار با وفاداری آن جا را می گرفته و تحت هیچ شرایطی علم را رها نكرده است."

سپس گفت: ".... این است معنای وفای برادر (ابوالفضل العباس) نسبت به برادرش (امام حسین)!"

|+| نوشته شده توسط طاها در یکشنبه پنجم دی 1389  |
 قضاوت جالب حضرت علی درباره اختلاف زن و مرد در آفرینش

مردى داراى دو زن بود كه هر دو نفر آنها باردار بودند. هر یك از آنها آرزو مى كرد، فرزندى كه به دنیا مى آورد پسر باشد، تا بدین وسیله پیش ‍ شوهرش محبوبتر گردد. در آن زمان - به دلیل پایین بودن سطح فرهنگ و نقش مهمى كه مردان در تقویت بنیه نظامى داشتند - داشتن فرزندان پسر، افتخار بوده و داشتن فرزندان دختر، موجب سرافكندگى محسوب مى شد.
از قضا هر دو زن در یك شب تاریك و در یك اتاق ، زایمان مى كنند. یكى از آنها دختر، و دیگرى پسر به دنیا مى آورد. زنى كه دختر زاییده بود، در یك زمان مناسب ، فرزندش را با نوزاد پسر هوویش عوض مى كند و وانمود مى كند كه او پسر زاییده و هوویش دختر. این كار باعث اختلاف و درگیرى بین دو هوو شده و كسى نمى تواند در این مورد قضاوت كند. طبق معمول ، براى قضاوت در این مورد، به دریاى علم و حكمت ، امیرمؤ منان ، حضرت على (علیه السلام ) مراجعه مى شود. آن حضرت دستور مى دهد، هر دو مادر، مقدار معین و مساوى از شیر خود بدوشند. آنگاه آن دو شیر را در ترازوى دقیق وزن مى كنند. با كمال تعجب متوجه مى شوند، وزن حجمى یكى از شیرها بیشتر از دیگرى است . آنگاه آن حضرت حكم مى كند كه فرزند پسر متعلق به همان زنى است كه شیرش سنگین تر است .

مى بینیم به دلیل اختلاف ساختمان جسمانى زن و مرد، خداوند متعال حتى در تغذیه نوزادان نیز اختلاف قایل شده است . شیرى كه پسر از آن تغذیه مى كند، باید از املاح و فلزات بیشترى برخوردار باشد، تا استخوان بندى و اسكلت و همچنین عضلات محكم تر و نیرومندترى را براى مردانى كه وظایف سنگین تر، خشن تر و خطرناكترى به عهده خواهند داشت ، فراهم سازد.


|+| نوشته شده توسط طاها در یکشنبه پنجم دی 1389  |
 تصاویر عاشورایی


بقیه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط طاها در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389  |
 امام علی ع از زبان دیگران

1.ابوبكر (خلیفه اول) : «اقیلونى و لست‏بخیركم و على فیكم‏». (1)،مرا رهاكنید در حالی كه علی در میان شما است

2. عمر بن خطاب (خلیفه دوم) :

الف) «یا على لو وازن ایمانك ایمان اهل السماوات والارض لیزید ایمانك ایمانهم‏». (2)

ب) «عجزت النساء ان تلد مثل على بن ابى طالب، لولا على لهلك عمر» . (3) زنان عاجز هستند که  فرزند مانند  علی بزایند.

ج) «لا ابقانى الله لمعضلة لم یكن لها ابوالحسن‏» . (4)

3. عبد الرحمن سیوطى (از علماى اهل سنت) :


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط طاها در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389  |
 بوسيدن دست هاى عباس (ع )

پس از ولادت حضرت قمر بنى هاشم (ع )، ام البنين (س ) قنداقه او را به دست اميرالمؤ منين على (ع ) داد كه با خواندن اذان و اقامه در گوش وى ، از همان آغاز حق ببيند و حق بشنود. 
حضرت در گوش راست فرزند اذان ، و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را، به نام عمويش عباس ، عباس نهاد. 
(ثم قبل يديه و استعبر و بكى )  
سپس دست هاى او را بوسيد و قطرات اشك به صورت نازنينش جارى شد و فرمود: گويا مى بينم اين دست ها يوم الطف در كنار شريعه فرات در راه يارى برادرش حسين (ع ) از بدن جدا خواهد شد. 
و از اين جاست كه گفته اند: مى توان دست فرزند را، از سر عطوفت و شفقت ، بوسيد. چنان كه وارد است رسول خدا (ص ) دست دخترش ، حضرت فاطمه زهرا (س ) را مى بوسيد و وى را به جاى خود مى نشانيد. و از اين جا كثرت عطوفت شاه ولايت ، اميرالمؤ منين على بن ابى طالب (ع ) مظلوم تاريخ ، نسبت به اين مولود بزرگوار معلوم مى شود.
خصايص العباسية ، ص 119. 

|+| نوشته شده توسط طاها در سه شنبه سیزدهم مهر 1389  |
  در فضیلت ماه رمضان

في فضلِ شهر رَمضان وأعمالِه .

روى الصّدوق بسند مُعتبر عن الرّضا (عليه السلام)، عن آبائه، عن أمير المؤمنين عليه وعلى أولاده السّلام قال : إنّ رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) خطبنا ذات يوم فقال : أيّها النّاس أنّه قد أقبل إليكم شهر الله بالبركة والرّحمة والمغفرة، شهر هو عند الله أفضل الشّهور، وأيّامه أفضل الأيّام، ولياليه أفضل اللّيالي، وساعاته أفضل السّاعات، هو شهر دعيتم فيه الى ضيافة الله، وجعلتم فيه من أهل كرامة الله، أنفاسكم فيه تسبيح، ونومكم فيه عبادة، وعملكم فيه مقبول، ودعاؤكم فيه مستجاب، فسلوا الله ربّكم بنيّات صادقة، وقلُوب طاهرة أن يوفّقكم لصيامه، وتلاوة كتابه، فإنّ الشّقي من حرم غفران الله في هذا الشّهر العظيم، واذكروا بجوعكم وعطشكم فيه جوع يوم القيامة وعطشه، وتصدّقوا على فقرائكم ومساكينكم، ووقرّوا كباركم، وارحموا صغاركم، وصلوا أرحامكم، واحفظوا ألسنتكم، وغضّوا عمّا لا يحلّ النّظر إليه أبصاركم، وعمّا لا يحلّ الاستماع إليه اسماعكم و تحننوا على أيتام الناس يتحنّن على أيتامكم وتوبوا إليه من ذنوبكم، وارفعوا إليه أيديكم بالدّعاء في أوقات صلواتكم فانّها أفضل السّاعات ينظر الله عزوجل فيها بالرّحمة الى عباده يجيبهم إذا ناجوه، ويلبّيهم إذا نادوه، ويستجيب لهم اذا دعوه .

 

|+| نوشته شده توسط طاها در چهارشنبه سوم شهریور 1389  |
 داستانى از زيان شكستن سكوت

دو لك لك و يك لاك پشت در صحرايى سبز و خرم و در كنار درختانى پربار و چشمه اى از آب خوشگوار و رودى سرشار از مايه ى حيات ، روزگار به خوشى مى گذراندند .دو لك لك با فرا رسيدن فصل خزان و هجوم باد پاييزى به محلى ديگر كه داراى هواى مطبوعى بود و در آنجا آذوقه و غذا به وفور وجود داشت ، سفر مى كردند و در اواسط بهار و سرسبزى صحرا به جايگاه اصلى باز مى گشتند .لاك پشت از غيبت چند ماهه ى دو يار ديرين خود غم و غصه داشت و علاقه مند بود همراه آن دو دوست مهربانش ييلاق و قشلاق كند .نزديك فصل خزان از دو لك لك درخواست كرد كه او را همراه خود به منطقه اى كه از خزان و سرماى زمستان در امان است ببرند .به او گفتند : با اين كيفيتى كه تو حركت مى كنى همراهى با ما برايت ميسر نيست ; زيرا ما اين سفر را در مدتى كوتاه و طى چند روز به پايان مى بريم و براى تو اين قدرت نيست كه مسير سفر را حتى در طول چند ماه طى كنى ، اگر علاقه دارى با ما در اين سفر همراه شوى بايد در برابر نقشه اى كه ما براى بردن تو داريم تسليم محض باشى و هرگز در طول سفر دهان براى سخن گفتن باز نكنى و سكوت حكيمانه و عاقلانه را نشكنى ; زيرا شكستن سكوتت با هلاكتت مساوى خواهد بود .لاك پشت به دو يار مهربانش قول داد در طول سفر از سكوت دست برندارد و زبان به سخن گفتن باز نكند و از فضولى در برابر نقشه ى آنان بپرهيزد .دو لك لك چوبى كوتاه و مناسب آوردند و به لاك پشت گفتند تو وسط اين چوب را با دهانت محكم بگير و ما هم دو سر چوب را با پاى خود محكم مى گيريم و سپس به پرواز مى آييم و تو را به اين صورت بدون كندى و معطّلى به قشلاق مى بريم .دو لك لك ، لاك پشت را با خود برداشتند و با پروازى تيز به سوى محل مورد نظر به حركت درآمدند . در راه از بالاى قريه اى در حال عبور بودند كه اهل قريه با ديدن اين منظره شگفت زده شدند و گفتند اين چه داستانى است  ؟ دو لك لك لاك پشتى را اسير خود كرده و با مقيد كردنش به چوبى خشك او را با خود به سفر مى برند ! لاك پشت از سخن اهل قريه دلگير شد ، خواست پاسخ آنان را بدهد ، مجبور به باز كردن دهان شد ، باز كردن دهان همان و از اوج هوا به زمين افتادن همان و به هلاكت رسيدن همان !!

آرى ، سزاى زبان درازان و قانون پردازان در برابر قرآن كه مى خواهد انسان را به اوج معنويت و رشد و كمال پرواز دهد و دنيا و آخرتى آباد براى او بسازد جز سرنگونى و نگونسارى و هلاكت چيزى نيست ، به همين خاطر قرآن مجيد مى گويد : در برابر من فقط گوش باشيد ، براى به هوش بودن و عمل كردن ، و سكوت باشيد براى نجات يافتن ، تا مورد رحمت خدا قرار گيريد و به سعادت دنيا و آخرت برسيد . 

|+| نوشته شده توسط طاها در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389  |
 دوست

آن پيك نامور كه رسيد از ديار دوست                 آورد حرز جان ز خط مشكبار دوست

خوش مى دهد نشان جلال و جمال يار             خوش مى كند حكايت عزّ و وقار دوست

دل دادمش به مژده و خجلت همى برم            زين نقد قلب خويش كه كردم نثار دوست

شكر خدا كه از مدد بخت كار ساز                      بر حسب آرزوست همه كار و بار دوست

سير سپهر و دور قمر را چه اختيار                    در گردشند بر حسب اختيار دوست

گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند                ما و  چراغ چشم و  ره انتظار دوست

كحل الجواهرى به من آر اى نسيم صبح          زان خاك نيكبخت كه شد رهگذار دوست

ماييم و آستانه ى عشق و سر نياز                  تا خواب خوش كه را برد اندر كنار دوست

دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باك           منت خداى را كه نيم شرمسار دوست


حافظ ، ديوان اشعار ، غزل شماره 60 .

|+| نوشته شده توسط طاها در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389  |
 گل نرگس بیا

   



المهدى طاووس اهل الجنة

در نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى تحولّى شگرف در عالم خلقت روى داد و آخرين نور، از انوار بلند مرتبگان عالم وجود، از عرش خدا بر فرش ‍ زمين فرود آمد تا اين كره خاكى را مهبط فرشتگان و محلّ عروج صالحان كند. 


اين سفر عرشى ، چهاردهمين سفرى بود كه با انجام آن سلسله سفرهاى آسمانى به پايان مى رسيد و اين بار طاووس بهشت با همه زيبايى ها و شكوهى كه داشت از بام عرش الهى پر كشيد و براى ماءموريتى عظيم بر بام خانه آدميان نشست تا دامن زمين را جايگاه پرواز آنان سازد.

اين نور الهى ، همان كسى بود كه تمام انبياء و اولياء خدا در همه لحظه هاى تاريخ ، انتظار او را مى كشيدند؛ نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد عليهم السلام چشم به راه او دوخته بودند تا تمامى آمال و آرزوهاى مقدّسشان را كه همان پاكى زمين از لوث كفر و شرك و گناه بود عملى سازد و توحيد و ولايت را زينت جان ساكنان زمين گرداند.
اين اميد بخش دلهاى پاك پيامبران و اولياء خدا جز مهدى آل محمّد عليهم السلام كس ديگرى نبود. هر حجّت الهى كه آمد و به خواست توحيدى خود بر زمين دست نيافت ، دل خوش داشت كه روزى آخرين ذخيره الهى خواهد آمد و غنچه هاى آرزوى مقدّس آنها را شكفته خواهد كرد و زمين را به ذكر و نور خدا آباد خواهد نمود.

به راستى اين چه توفيق عظيمى است كه از ميان همه رجال آسمانى تنها نصيب قائم عليه السلام مى گردد و خداوند از ميان همه برگزيدگان خود، تنها او را انتخاب كرد و اولياء بزرگ خود را در رسيدن به مقام بلند او در حيرت فرو برد؟

امام باقر عليه السلام فرمود: 
موسى بن عمران به آنچه به قائم آل محمد عليهم السلام داده شد نگاه كرد و گفت :پروردگارا!مرا قائم آل محمد عليهم السلام قرار ده !
به او گفته شد:اين مقام از ذريّه احمد صلّى اللّه عليه و آله است .
دوباره نگاه كرد و مقام او را مشاهده نمود و گفت :
پروردگارا! مرا قائم آل محمد عليهم السلام قرار ده ! و همان جواب را شنيد. براى سومين بار مقام او را نظاره كرد و خواسته خود را تكرار كرد و همان جواب را شنيد.


اى ذخيره الهى !چه مقام رفيعى دارى كه پيامبر بزرگى چون موسى آن را از خدا طلب مى كند. گويا او آگاهى يافت كه چگونه زمين را به ذكر و نور خدا آباد مى كنى و چگونه احكام الهى را در همه جاى آن جارى مى سازى و قسط و عدل كه آرزوى بر زمين مانده همه انسانهاى وارسته بوده است را در سراسر زمين تحقّق مى بخشى ؛ از اين رو درخواست كرد كه اين توفيق عظيم نصيب او شود.


|+| نوشته شده توسط طاها در دوشنبه چهارم مرداد 1389  |
 
 
بالا